تبلیغات
::آخرالزمان و مهدويت:: ::آخرالزمان و مهدويت:::: آخرالزمان و مهدويت ::
حدیث روز 
 

مدیریت وبلاگ
 صفحه  نخست

 پیام
به مدير سايت

 

  تبديل به صفحه ي خانگي

 

 اضافه کردن به علاقه منديها

 

خبرنامه
خبرنامه

برای دریافت خبرنامه نام و ایمیل خود را بنویسید

نام :
ایمیل :
مشترک غیرمشترک
 
 

مطالب وبلاگ
آخرین مطالب

كلمه آخرالزمان به بخشى از زمان گفته مى‏شود كه نسبت‏به كل زمان اين دنيا بخش پايانى و نهايى آن محسوب مى‏شود. به عبارت ديگر ادوار زمانى به دو بخش تقسيم مى‏شود كه به بخش دوم آن آخرالزمان گفته مى‏شود و آغاز اين بخش دوم ظهور حضرت رسول اعظم اسلام (ص) است كه مطلع آن بعثت آن حضرت است 

     

 

  ماه رمضان و وظایف ما/ حضرت زهرا(س)، حقیقت شب قدر    

 ما بچه‌ بودیم با کودکان هم سن اقوام می‌رفتیم حمام -خزینه‌ی قدیم- سه چهار ساعت در حمام می‌ماندیم ولی بازی می کردیم وكشتی می‌گرفتیم، وقتی از حمام بیرون می‌آمدیم، تازه چرك‌هایمان خیس شده بود! یك دست كتك می‌خوردیم كه چرا حمام رفتید؟! شهر الطهور گاهی اینگونه است و آدم استفاده نمی‌كند، وقتی بیرون می‌آید تازه چرك‌هایش خیس خورده است. ولی اگر بخواهد می تواند همه‌ی رذالت‌های روحی خودش را در این ماه تطهیر كند، ملكات و مراتب مختلف وجودی نفسش همه تطهیر و پاك بشوند.
 
 

حمد و ستایش خداوند

دعای چهل و چهارم صحیفه سجادیه -كه دعای ورودی ماه رمضان است- و دعای وداع ماه رمضان، از دعاهای با ارزش و گران‌قدری هستند که برای آشنایی با فضایل این ماه و وظایفی که داریم خوب است آنها را مرور کنیم. دعای اول بیشتر در باب ماه رمضان و وظایف و تكالیفی است كه انسان در این ماه دارد و دعای دوم هم عمدتاً اشاره‌ای به فضایل ماه دارد و بهره‌هایی كه افراد از این ماه برده‌اند و تكلیف آنهایی كه از این ماه محروم شدند و نتوانستند بهره ببرند.

دعای اول -که نسبتاً مفصل است- اینگونه شروع می‌شود «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِحَمْدِهِ، وَ جَعَلَنَا مِنْ أَهْلِهِ» سپاس خدای را كه ما را به حمد خودش هدایت كرد و ما را از اهل حمد قرار داد كه حامد خدا باشیم، نتیجه‌اش چیست؟ «لِنَكُونَ لِإِحْسَانِهِ مِنَ الشَّاكِرِینَ» تا از این حمد به مقام شكر از احسان برسیم. «وَ لِیَجْزِیَنَا عَلَى ذَلِكَ جَزَاءَ الْمُحْسِنِینَ» و در نتیجه پاداش محسنین را به دست بیاوریم، از حمد به شكر و سپس به احسان برسیم.

«وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی حَبَانَا بِدِینِهِ، وَ اخْتَصَّنَا بِمِلَّتِهِ»، حمد آن خدایی كه دین خودش را به ما عطا كرد و ما را مختص به دین خودش قرار داد. انسان گاهی این ها را جزء نعماتی كه احتیاج به حمد دارد به حساب نمی‌آورد، در حالیكه اساسی‌ترین نعماتی است كه خدای متعال به ما داده است. این نعمت ها تصادفی به دست نیامده و اینطور نیست كه تصادفاً به این مسیر هدایت شدیم بلکه تدبیر الهی بوده است. در دستگاه خدای متعال امر تصادفی‌ای كه بیرون از مشیّت او باشد، اتفاق نمی‌افتد. بنابراین باید خدای متعال را بر آن حمد كرد.

«وَ سَبَّلَنَا فِی سُبُلِ إِحْسَانِهِ» حمد آن خدای را كه ما را در راه‌هایی كه منتهی به احسان‌ می‌شود به حركت درآورد و در این مسیرها انداخت، چرا؟ «لِنَسْلُكَهَا بِمَنِّهِ إِلَى رِضْوَانِهِ»، تا با دستگیری و امداد او، از این راه‌ها سلوك كنیم. هم ورود به این سبل احتیاج به هدایت الهی دارد و هم سیر در این سبل و سلوك در آن بدون مَنّ الهی ممکن نیست. پایان این سبل چیست؟ رضوان خدای متعال است. انسان اگر این سبل احسان را با مَنّ الهی طی كند به مقام رضوان الهی می‌رسد.

«حَمْداً یَتَقَبَّلُهُ مِنَّا، وَ یَرْضَى بِهِ عَنَّا» آن حمدی كه رضای حق را به دنبال می‌آورد و مقبول درگاه حق می‌شود.

بنابراین ابتدائاً خدا را حمد كردیم به اینكه ما را اهل حمد قرار داد و حمد كردیم به اعطای دین و مسیر هدایت به راه‌های احسان خودش. در اینجا حمد خاصی دارد برای احسان خاص خدا؛ «و‍َ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ مِنْ تِلْكَ السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضَانَ» خدا را ستایش می‌كنم بر اینكه یكی از آن سبل را ماه خودش قرار داد.گویی که یك حمد اختصاصی دارد که غیر از حمدهای گذشته است.

معرفی ماه رمضان

سپس حضرت این ماه را معرفی می‌كنند؛ «شَهْرَ الصِّیَامِ، وَ شَهْرَ الْإِسْلَامِ، وَ شَهْرَ الطَّهُورِ، وَ شَهْرَ التَّمْحِیصِ، وَ شَهْرَ الْقِیَامِ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ، هُدىً لِلنَّاسِ، وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقان»(1) شهر قرآن و شهری كه در آن هدایت و بیّنات برای مردم فرود آمده كأنّه فقط همان سال اول نزول قرآن هم نیست بلکه استمرار دارد. شهر برخورداری از قرآن و هدایت او و بیّنات او این ماه است، لذا بهار قرآن ماه رمضان است.

«صیام»، «اسلام»، «طهور» و «تمحیص» و «قیام»، خصوصیاتی است که در این ماه انسان می‌تواند به آنها راه پیدا كند، می‌تواند به مقام صائمین برسد. این صوم هم درجاتی دارد، از صوم از مفطرات و محرّمات است تا صومی كه گفتند مخصوص أخصّ خواص است كه امساك قلب عن ما سوی الله است. ماه رمضان ماهی است كه انسان می‌تواند به این مقامات برسد، همیشه این شرایط مهیّا نیست. طبق نقلی که از نبی اکرم صلی الله علیه وآله شده است، ایشان فرمودند كه شهری است كه در آن دعوت به ضیافت الهی شدید و ابواب جهنم به روی شما بسته است، درهای بهشت باز است و شیاطین در این ماه در غُل و زنجیرند.(2) اینها حقایقی است كه برای آنهایی كه اهل مشاهده‌ی ملكوت عالم هستند قابل شهود است و برای ما چون حضرت فرمودند قطعی است. راه‌هایی كه به سوی جهنم ختم می‌شود در این ماه مسدود است، از درب بسته باید وارد جهنم شد! در مقابل راه‌های رحمت الهی به سوی انسان باز است. شیاطین كه دعوت به جهنم می‌كنند و مانع ورود انسان به رضوان و بهشت و مقامات معنوی هستند، در غُل و زنجیرند. در احوالات مرحوم انصاری همدانی(3) نقل شده است كه وقت مغرب فرموده بود بلند شوید اذان بگویید، به او گفتند هنوز مغرب نشده است، فرموده بود: مگر نمی‌بینید ملائكه روز دارند می‌روند و ملائكه‌ی شب فرود می‌آیند. آنهایی كه اهل ملکوتند هم عوالم ملكوت را می‌توانند ببینند و هم ملائكه را.

رمضان، ماه تزکیه و تطهیر

بنابراین اینگونه نیست که در همه‌ی ماه‌ها این زمینه‌ها وجود داشته باشد، ماه ضیافت است و انسان می‌تواند در این ضیافت به صیام و اسلام برسد، كه «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ »(4) شاید مقام اسلام، همان مقام تسلیم در مقابل خدای متعال و نبیّ مكرم و اهلبیت علیهم السلام است. شهر الاسلام است، شهر الطهور و شهر التمحیص است؛ شهری است كه انسان می‌تواند از همه‌ی رذالت‌ها و‌آلودگی‌هایی كه در وجودش است، پاك شود. در منزل، حمام یك مکان مخصوصی است كه برای تطهیر در نظر گرفته شده است، مکان و وسائل برای شست‌وشو آماده است، همین كار در نقاط دیگر بسیار سخت انجام می‌گیرد، اینطور نیست كه همه‌ جا حمام باشد، این ماه هم ماه طهور است، شرایط باطنی و ملكوتی عالم در این ماه برای پاك شدن و طهارت انسان كاملاً آماده است.

البته ممکن است انسان از این ظرفیت ها استفاده نکند؛ خدا رحمت کند استادی داشتیم می گفت ما بچه‌ بودیم با کودکان هم سن اقوام می‌رفتیم حمام -خزینه‌ی قدیم- سه چهار ساعت در حمام می‌ماندیم ولی بازی می کردیم وكشتی می‌گرفتیم، وقتی از حمام بیرون می‌آمدیم، تازه چرك‌هایمان خیس شده بود! یك دست كتك می‌خوردیم كه چرا حمام رفتید؟! شهر الطهور گاهی اینگونه است و آدم استفاده نمی‌كند، وقتی بیرون می‌آید تازه چرك‌هایش خیس خورده است. ولی اگر بخواهد می تواند همه‌ی رذالت‌های روحی خودش را در این ماه تطهیر كند، ملكات و مراتب مختلف وجودی نفسش همه تطهیر و پاك بشوند.

شهر خالص شدن است؛ خیلی‌از ناخالصی‌های انسان بر خودش هم پوشیده است، این ناخالصی‌ها را در این ماه می‌شود پاك كرد. خدای متعال در ضمن بحث از جنگ احد و شكست‌هایی كه به حسب ظاهر برای مسلمان‌ها پیش آمده، می‌فرماید: «لِیَبْتَلِیَ اللَّهُ ما فی‏ صُدُورِكُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فی‏ قُلُوبِكُم‏»(5) این جنگ های سنگین برای این است كه آنچه در قلب شماست، تمحیص شود. انسان در آن فشارهای سنگین است كه می‌تواند پاك بشود و تعلقاتی را که نسبت به اغیار دارد، رها كند. شهر رمضان یك چنین شهری است، مثل كوره‌ی جنگ كه انسان می‌تواند در آن تمحیص بشود، اینجا هم همینطور است. طلا ممكن است آلایش‌ها و ناخالصی‌هایی داشته باشد كه باید در كوره و در دمای بالا، این ناخالصی‌ها را از خودش رها كند. در آن وضعیت است طلای خالص باقی می‌ماند و بقیه تعلقات كنده می‌شود. گاهی ناخالصی‌های وجود انسان تعلق زیادی به روح انسان دارد مانند جاذبه‌ طلا و مس که در درجه‌ی خاصی از حرارت كوره رها می‌شود. ولی در شرایط عادی نمی شود. درون این ماه یك چنین شرایطی آماده است و انسان می‌تواند تمحیص شود، همیشه موقعیت برای تمحیص شدن آماده نیست.

شهر القیام است؛ ظاهرش این است كه آدم می‌تواند در این ماه شب زنده‌داری كند، ولی شاید بیش از این باشد؛ انسان در این ماه است كه می‌تواند به قیام لله برسد. یعنی انسان برای خدا به مرحله‌ی قیام الهی برسد. اینکه انسان همه‌ حیاتش قیام لله باشد، كار آسانی نیست و در این ماه ممكن است.

شهری است كه انسان می تواند از هدایت و بیّنات قرآن برخوردار شود. همیشه اینگونه نیست كه مثل ماه رمضان، قرآن به انسان بهره و بار بدهد، چون خواندن ها و بهره‌مندی‌ها متفاوت است.

«فَأَبَانَ فَضِیلَتَهُ عَلَى سَائِرِ الشُّهُورِ»(6) خدای متعال فضیلت این شهر را پنهان نكرد. این هم جزء نعم الهی است، اگر می‌فرمود همانطور كه شب قدر را مخفی كردم، ماه رمضان هم یك ماهی است كه خودتان بروید پیدا كنید، كار مشكل می‌شد، در این‌صورت انسان اگر می‌خواست به بركات این ماه برسد، باید همه‌ی سال را مراقبه می کرد، ولی الآن خدای متعال این ماه را معیّن كرده است؛ «بِمَا جَعَلَ لَهُ مِنَ الْحُرُمَاتِ الْمَوْفُورَةِ، وَ الْفَضَائِلِ الْمَشْهُورَةِ» خدا محرماتی برای این ماه قرار داد، آن محرمات چیست؟ «فَحَرَّمَ فِیهِ مَا أَحَلَّ فِی غَیْرِهِ إِعْظَاماً، وَ حَجَرَ فِیهِ الْمَطَاعِمَ وَ الْمَشَارِبَ إِكْرَاماً»(7) خدای متعال برای اكرام و اعظام این ماه، این دستورات را داده است. «وَ جَعَلَ لَهُ وَقْتاً بَیِّناً» آن را معیّن كرده و جابجا نمی‌شود، «لَا یُجِیزُ- جَلَّ وَ عَزَّ- أَنْ یُقَدَّمَ قَبْلَهُ، وَ لَا یَقْبَلُ أَنْ یُؤَخَّرَ عَنْهُ»(8) باید این ماه در مواقف خودش احیا شود.

نعمت شب قدر

علاوه بر این ها نعمتی در این ماه هست -كه در بسیاری از روایت ها و دعاهای ماه رمضان تأكید شده- و آن این است كه «ثُمَّ فَضَّلَ لَیْلَةً وَاحِدَةً مِنْ لَیَالِیهِ عَلَى لَیَالِی أَلْفِ شَهْرٍ»، یك شب این ماه از شب‌های هزار ماه برتر است. این یك گنج عظیم بی‌حد و اندزه‌ای است كه خدای متعال در این ماه قرار داده است و انسان باید تلاش كند كه این گنج را به دست بیاورد. اگر به دست آورد، تدارك همه‌ی كاستی‌های عمر انسان می‌شود و اگر به دست نیاورد، در این عمر معمولی هفتاد- هشتاد ساله انسان خیلی كاری نمی‌شود کرد.

بر اساس بعضی روایات، شب قدر نعمتی است كه خدای متعال در مقابل عمر طولانی‌ای كه به امم سابق داده، به امت نبی اكرم صلی الله علیه وآله عطا كرده است. در روایات ذیل سوره‌ی قدر دو شأن نزول برای این سوره آمده است -و هر دو هم ممكن است درست باشد و تنافی‌ای با هم ندارند- اول اینكه حضرت در خواب دیدند كه بنی تمیم و بنی امیه از منبر حضرت بالا رفتند و مردم را به قهقرا برمی‌گردانند. حضرت (ص) محزون شدند كه جبرئیل آمد و گفت یا رسول الله چه شده؟ فرمود من چنین خوابی دیدم، عرض كرد من مطلع نیستم باید بروم از خدای متعال سوال كنم، برگشت و سوره‌ی قدر و یك آیه‌ی دیگر را آورد كه ما در مقابل این دولت طولانی‌ای كه به آنها دادیم و مردم را به قهقرا برمی‌گردانند به تو شب قدر دادیم كه شب قدر تو از این دولت كارگشاتر است. درست است اینها به عقب برمی‌گردانند ولی شب قدر تو همه‌ی آنها را جبران می‌كند.

در آیات دیگر دارد «وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتی‏ أَرَیْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآن»(9) ما گفتیم، پروردگارت محیط به مردم است، آنها نمی‌توانند از ملك و حكومت خدا بیرون بروند، خدا احاطه دارد، پس حکمت این شجره ملعونه چیست؟ این فتنه‌ی الهی است! كوره‌ای است كه باید مردم در این كوره بروند كه یك عده خالص بیرون بیایند و یك عده جدا بشوند. بعضی روایات شجره‌ی ملعونه را به بنی امیه تفسیر كرده اند. خداوند می فرماید ما در مقابل این فتنه شب قدر را به تو دادیم كه تدارك همه‌ی آنها را می‌كند.

ذیل این آیه روایت دیگری است كه معنا می‌كند و آن اینكه در محضر رسول الله(ص) عرض شد كه بعضی از امم سابق فقط 120 سال شمشیر روی دوش‌شان بوده و می‌جنگیدند در حالی كه عمر امت حضرت متوسط 60 تا 70 سال است، حضرت به خدای متعال عرض كردند كه خدایا در مقابل این عمرهای طولانی به امت من چه عطا کرده ای؟ خدا فرمود سوره قدر را دادیم كه جبران نقص عمر را می‌كند. چون خود دنیا كه موضوعیت ندارد، این عمری كه می‌دهند برای این است كه انسان بتواند بارش را برای ادامه راه ببندد و إلا هزار سال در این دنیا باشی یا صد سال موضوعیت ندارد. شب قدری كه قرار دادیم جبران می‌كند، این شب قدر را گویی به احترام حضرت، به امت او دادند.

پیامبر ما غیر از حضرت موسی و حضرت نوح و حضرت ابراهیم علیهم السلام است كه باید هزار سال كنارشان باشی تا برسی، در یك عمر كوتاه با حضرت می‌توان به مقصد رسید، مانند اینكه یك استاد زبردست كه 40 سال سابقه تدریس دارد و از نظر استعداد و توانایی كامل است، با یك استاد معمولی خیلی فرق می‌كند، ممكن است یك كتاب را با او یك ماهه بخوانی ولی با دیگری یك ساله نشود خواند. این شفاعت حضرت و اهلبیتش علیهم السلام است كه راه را كوتاه كرده است، شب قدر این امت نیز از این شفاعت به دست آمده است.

حضرت زهرا(س)، حقیقت شب قدر

روایت دیگری هست که مرحوم مجلسی در بحار نقل كردند كه « اللَّیْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ»(10) شب قدر ماه رمضان ارتباطی با ولی خدا دارد، من تلقی‌ام این است كه حقیقت شب قدر درك ولی خدا و مقام ولایت الهیه است، انسان اگر به آن محیط أمن ولایت الهیه وارد نشود كه «وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی»(11) شب قدری ندارد، خطرپذیر است، باید وارد آن حصن بشود كه از مخاطرات نجات پیدا كند، كما اینكه «لا اله الا الله حصنی»(12)، «ولایت علی ابن ابیطالب» هم حصن است. روایت سلسله الذهب را قریب به چهار هزار نفر قلم به‌دست در نیشابور می‌نوشتند، وقتی كجاوه‌ی حضرت حركت كرد گفتند یك حدیث نقل كنید، حضرت با سند از آباءشان، از نبی مكرم اسلام (ص)، از جبرائیل عن الله تبارك و تعالی نقل کردند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی‏»(13) و سر را بیرون آوردند و گفتند: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»، پذیرش ولایت اولیای الهی شرط و مقوّم توحید است. اگر انسان به محیط ایمن الهی و آن وادی امن وارد نشود، خطر پذیر است، شیطان، نفس، دیگران تهدیدش می‌كنند. و من گمان می‌كنم كه حقیقت شب قدر هم همین باشد. اینكه شب قدر در ماه رمضان است، بعید نیست معنایش این باشد كه درك حقیقت آن مقام ولایت الهیه هم در این ماه است، اگر انسان توانست خودش را به آن وادی ایمن و ولی خدا برساند، در كنار او بیش از هزار ماه جلو رفته است و اگر نرساند، هزار ماه هم كه خودش بدود آن كار را نمی‌كند. یك شب كه با ولیّ خدا سالك باشی و به آن وادی أیمن راه یابی، آن یك شب از هزار شب كه خودت راه بروی بهتر است.

درك شب قدر هم غیر از بیدار بودن است؛ ممكن است آدم بیدار باشد، ابوحمزه بخواند، دعای جوشن كبیر بخواند، همه‌ی كارها را بكند ولی به درك شب قدر نرسیده باشد. درك شب قدر امر دیگری است كه ورود به آن محیط ایمن الهی استكه در این روایت می‌فرماید: «فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ». این روایت نقشه‌ی گنج است، بعد از یافتن آدرس گنج باید دنبال گنج‌یاب رفت، انسان باید آستین‌ها را بالا بزند تا پیدا كند، صرف نقشه‌ِ گنج برای رسیدن به گنج كافی نیست؛ «فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ». سپس هشدار می‌دهند كه خیال نكنید به معرفت تام حضرت می رسید « وَ إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا »(14) كه در روایت دارد كه نام ایشان از طرف خدا بوده است.

در علل الشرایع صدوق روایتی دارد كه جابر از حضرت سؤال كرد كه چرا به حضرت می‌گویند زهرا؟ فرمود: «لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ بِنُورِهَا وَ غَشِیَتْ أَبْصَارُ الْمَلَائِكَة»(15) وقتی این نور كه منشعب از عظمت الهی است، تجلی كرد حجاب ملائکه شد، با اینكه خود ملائكه نورانی هستند به سجده افتادند، خدا فرمود «هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِی أَسْكَنْتُهُ فِی سَمَائِی خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِی أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِی»(16)، او را در آن نقطه‌ی آسمان منصوب به خودم و آن رفعت منصوب به خودم جای دادم، سپس از مسیر رسول الله(ص) به عالم دنیا تنزلش دادم. بنابراین معرفت امام و معرفت صدیقه طاهره سلام الله علیها درک حقیقت شب قدر است.

ابتلاء و بلاء حضرت زهرا سلام الله علیها حلقه‌ی اتصال ما با عوالم بالاتر است. حلقه اتصال عالم با نبوت و ولایت است. اگر ابتلاء ایشان نبود فتنه‌های شیطان همه را جدا می كرد. بلاء حضرت به خاطر وسعت و عظمتش حلقه اتصال و پیوند همه اولیاء و همه‌ی خوبان به مقام نبوت و ولایت است. در باطن عالم هر كسی متصل می‌شود از این راه متصل می‌شود، حلقه اتصال باطنی است. شاید معنای شب قدر بودن حضرت هم همین باشد.

إخبات و إنکسار، جبران فضیلت های از دست رفته

بعد از اینكه فضیلت‌های ماه در دعای چهل و چهارم بیان می‌شود، حضرت در دعای چهل و پنجم با رمضان وداع می کنند. حضرت در این دعا یک درس به ما می دهند؛ عده‌ای ماه رمضان را پشت سر گذاشته‌اند و بهره‌های این ماه را برده‌اند خوشا به حالشان، اما در مورد باقی افراد حضرت می فرمایند خدایا ما در مقابل این ماه كه از دست دادیم، در مقابل تفریط و كوتاهی خودمان در حق این ماه مصیبت زده‌ هستیم، منكسر هستیم كه چرا ماه خدا آمد و ما نه از شبهایش بهره بردیم و نه از روزهایش و این ماه از ما جدا می‌شود و دیگر بر نمی‌گردد. ماه بعدی كه می‌آید یك رمضان دیگری است. این روایات را مرحوم شیخ حر در باب جهاد با نفس بیان كرده‌اند كه روزی می‌آید به آدم می‌گوید من دیگر تكرار نمی‌شوم، خیال نكنی كه فردا من هستم! فردا یك روز دیگری است، من می‌روم و دیگر هم به دنیا بر نمی‌گردم، مواظب باش بهره‌ات را از من ببری. ماه رمضان هم اینگونه است؛ بر فرض انسان زنده باشد، ماه رمضان بعد كه این ماه رمضان نیست. حالا حضرت یك راهی به ما یاد داده‌اند كه اگر بتوانیم جبران کنیم؛ البته این مخصوص روز آخر ماه است. همانطور که انسان باید در ابتدای روز همت كند و مصمم باشد كه گناه نكند، آخر روز هم باید توبه كند كه خدایا بالاخره ما در ظرف خودمان تخلف‌هایی داشتیم و باید از این تخلف‌ها توبه كند، در ماه رمضان هم اول ماه انسان باید مهیا بشود برای بهره بردن، آخر ماه باید اینگونه ازخدا عذرخواهی كند و به فضل خدا امیدوار باشد.

حضرت به ما آموخته‌اند: «وَ اجْبُرْ مُصِیبَتَنَا بِشَهْرِنَا، وَ بَارِكْ لَنَا فِی یَوْمِ عِیدِنَا وَ فِطْرِنَا»(17)، «اللَّهُمَّ فَلَكَ الْحَمْدُ إِقْرَاراً بِالْإِسَاءَةِ، وَ اعْتِرَافاً بِالْإِضَاعَة»(18) خدایا ما تو را حمد می‌كنیم دركار تو نقصی نیست، تو را فقط باید ستود، تو ماه طهور را قرار دادی، ملائكه‌ات را آماده كرده بودی، شیاطین را در غل و زنجیر كرده بودی، بنابراین باید تو را ستود؛ من كوتاهی كردم و از این ماه بهره‌مند نشدم. حالا هم اقرار به بدی‌های خودم دارم و هم اعتراف به تضییع حق تو. حالا در مقابل این إسائه و إضائه ما چه داریم؟ آنچه كه ما داریم برای تو این است: «وَ لَكَ مِنْ قُلُوبِنَا عَقْدُ النَّدَم». قلب ما با ندامت گره خورده است، پشیمان هستیم، بی تفاوت نیستیم كه شهر الطهور تمام شد. روز آخر ماه است و عده‌ای پاك شدند و موحد شدند، خدا شناس شدند، امام شناس شدند و مقام ولایت الهیه را یافتند و ما دست خالی هستیم.

«وَ مِنْ أَلْسِنَتِنَا صِدْقُ الِاعْتِذَار» از جانب زبان ما نیز برای تو عذر حقیقی و صادقانه داریم، نه اینكه بگوییم خدایا تو نخواستی كه ما برسیم، نه! كار از طرف تو تمام بود، ما نخواستیم، ما تضییع كردیم.

«فَأْجُرْنَا عَلَى مَا أَصَابَنَا فِیهِ مِنَ التَّفْرِیط»(19)، دعا را باید از معصوم یاد گرفت؛ خدایا از تفریطهایی که به ما رسیده، مصیبت زده‌ایم! در مقابل این تو به ما پاداش بده. چه پاداشی؟ «أَجْراً نَسْتَدْرِكُ بِهِ الْفَضْلَ الْمَرْغُوبَ فِیه» اجری كه با آن تدارک کنیم فضلی را كه از كف رفته است. «وَ نَعْتَاضُ بِهِ مِنْ أَنْوَاعِ الذُّخْرِ الْمَحْرُوصِ عَلَیْه» عوض همه آن گنجهایی كه بر آن حریص هستیم كه ما به دست نیاوردیم و از كنار آن گذشتیم. یعنی انسان می‌تواند با انكسار و ندامت خودش، با عقد الندم و صدق إلاعتذار از تفریطهای خودش هم بهره مند بشود.

خدا رحمت كند استادی داشتیم، می‌گفت بچه را می‌فرستی قوری را بشوید، می‌اندازد می‌شكند؛ دو حالت دارد: یك موقع می‌آید سرش را هم بالا می‌گیرد می‌گوید شكست كه شكست، شما هم تنبیه می‌كنید؛ مستحق تنبیه است. یك موقع می‌آید می‌بینید منكسر است و خجالت زده است، رویش نمی‌آید كه بیاید داخل، شما به او روحیه می‌دهید می‌گویید چیزی نشده است، قوری مال شكستن است، یك قوری دیگر می‌خریم. می‌فرمود اگر انسان از گناهانش هم به إخبات رسید، این انكسار بهره می‌دهد. اما عبادتی هم كه سرت را بالا بگیری و بگویی من روزه را كه گرفتم، نماز را هم كه خواندم، چه كم گذاشته بودم؟! مستحق چوب خوردن است. انسان در درگاه خدای متعال باید هر كاری هم که كرده باشد، از حد تقصیر بیرون نرود، خیال نكند كه بندگی انجام داده است! انسان وقتی می‌بیند یك عده‌ای شب تا صبح در سجده و ركوع بوده اند، تازه می فهمد که کاری نکرده است.

این صدق الاعتذار و عقد الندم تدارك نقص‌هاست. ذیل این دعا بالاتر از این هم دارد كه خدایا ماه های رمضانی می‌آید كه ما زنده نیستیم بندگان تو می‌آیند بندگی می‌كنند، خدایا هر چه به آنها می‌دهی به ما هم بده. خیلی طمع بزرگی است! اینگونه باید انسان در كرم خدای متعال طمع كند. إخبات و إنكسار واین رجاء این دو اگر در انسان پیدا شد، جبران همه كاستی‌های انسان را می‌کند.

اللهم صل علی محمد وآل محمد

 

پی‌نوشت‌ها:

1- «ماه روزه، ماه اسلام، ماه پاکیزگی، ماه تصفیه و رهایی از آلودگی ها،كه در آن قرآن نازل شده، قرآنى كه راهنماى مردم است و نشانه آشكار هدایت است و تمیز دهنده حق از باطل است.»

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یُقْبِلُ بِوَجْهِهِ إِلَى النَّاسِ فَیَقُولُ یَا مَعْشَرَ النَّاسِ إِذَا طَلَعَ هِلَالُ شَهْرِ رَمَضَانَ غُلَّتْ مَرَدَةُ الشَّیَاطِینِ وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أَبْوَابُ الْجِنَانِ وَ أَبْوَابُ الرَّحْمَةِ وَ غُلِّقَتْ أَبْوَابُ النَّارِ وَ اسْتُجِیبَ الدُّعَاءُ وَ كَانَ لِلَّهِ فِیهِ عِنْدَ كُلِّ فِطْرٍ عُتَقَاءُ یُعْتِقُهُمُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ وَ یُنَادِی مُنَادٍ كُلَّ لَیْلَةٍ هَلْ مِنْ سَائِلٍ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ اللَّهُمَّ أَعْطِ كُلَّ مُنْفِقٍ خَلَفاً وَ أَعْطِ كُلَّ مُمْسِكٍ تَلَفاً حَتَّى إِذَا طَلَعَ هِلَالُ شَوَّالٍ نُودِیَ الْمُؤْمِنُونَ أَنِ اغْدُوا إِلَى جَوَائِزِكُمْ فَهُوَ یَوْمُ الْجَائِزَةِ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع أَمَا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ مَا هِیَ بِجَائِزَةِ الدَّنَانِیرِ وَ لَا الدَّرَاهِم‏ (الكافی، ج‏4، باب فضل شهر رمضان، ص:65)


3- محمد جواد انصاری همدانی فرزند ملا فتحعلی همدانی در سال ۱۲۸۱ هجری شمسی در شهر همدان و در خانواده‌ای مذهبی چشم به جهان گشود. او از علماء دینی نامدار معاصر ایران است. در سن 7 یا 8 سالگی تحصیلات حوزوی خود را درهمان شهر آغاز نمود تا اینکه در سنین جوانی به درجه اجتهاد رسیدند. در همان ایام بود که بارقه ای الهی نصیبشان گشته و در سلک عارفان درآمدند و عمر خویش را به تربیت جمعی از افراد گذراندن تا سرانجام به سال 1339 شمسی به دیار باقی شتافتند و در قبرستان علی بن جعفر قم به خاک سپرده شدند.

4- آل‏عمران: 19

5- «براى این است كه خداوند، آنچه در سینه‏هایتان پنهان دارید، بیازماید؛ و آنچه را در دلهاى شما(از ایمان) است، خالص گرداند» آل‏عمران: 154

6- «برترى آن را بر دیگر ماهها آشكار ساخت.»

7- «براى بزرگداشت آن، هر چیز را كه در دیگر ماهها حلال داشته بود، در این ماه حرام كرد. برای گرامیداشت آن، هر خوردنى و آشامیدنى را ممنوع داشت.»

8- «اجازه ندهد پیش انداخته شود و نپذیرد كه به تأخیر افتد»

9- «(به یاد آور) زمانى را كه به تو گفتیم: «پروردگارت احاطه كامل به مردم دارد؛ (و از وضعشان كاملاً آگاه است.) و ما آن رؤیایى را كه به تو نشان دادیم، فقط براى آزمایش مردم بود؛ همچنین شجره ملعونه‏ (درخت نفرین شده)» الإسراء:60

10- «اللیلة، فاطمه علیها السّلام است، و القدر، خداوند است، پس هر كه فاطمه را به واقع بشناسد لیلة القدر را درك كرده است.» بحار الأنوار، ج‏43،ص:19

11- عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص:136

12- بحار الأنوار، ج‏49، ص:120

13- التوحید للصدوق، ص: 25

14- «به درستی که فاطمه نامیده شد چراکه خلق از معرفت حقیقی او عاجزند.»

15- «زیرا خداوند متعال او را از نور با عظمت خود آفرید، و هنگامى كه نورش درخشیدن گرفت آسمانها و زمین به نور او روشن شدند و چشمان ملائكه خیره ماند.» علل الشرائع، ج‏1، ص: 179

16- «خداوند فرمود: این شعبه‏اى از نور من است كه آن را آفریده‏ام و از صلب یكى از پیامبرانم كه او را بر سایر پیامبران برترى داده‏ام، خارج مى‏نمایم.»

17- «جبران کن مصیبت ما را (بخاطر از دست دادن فضایل ماه) و براى ما در روز عید و روز روزه گشودنمان مبارك و نیكو گردان»

18- «تو را است سپاس در حالیكه به بدكردارى اقرار كننده و بتباه ساختن (تقصیر در اعمال) اعتراف كننده‏ایم»

19- «پس ما را بر (اعتراف بكوتاهى در اعمال و پشیمانى از) تقصیر كه در آن ماه بما رسیده اجر و پاداش ده»

منبع: http://mouood.org/content/view/11011/3/
 

 

 نظر شما  درباره اين مقاله | عمومی , [لينک مطلب]



الف- این وبلاگ به صورت خصوصی اداره می شود وهیچ گونه وابستگی به سازمان یا نهادی ندارد.
ب-کلیه احادیث مندرج در وبلاگ از کتب و سایت های معتبر استخراج شده اند
ج- وجود مطالبی در وبلاگ، به معنای تائید صحت و یا عدم صحت آن مطالب نمی باشد.
د- نقل مطالب از وبلاگ به غیر از مطالب عمومی با یا بدون ذکر منبع آزاد است
.

Copyright  2009 by Onvan. All rights reserved

سخن روز

منع وقت گذاری نسبت به ظهور امام زمان

در روایاتی كه از امامان شیعه رسیده است از هر گونه تعیین وقت ظهور مهدی نهی شده است و به آنان نسبت دروغگویی داده شده است. از زمان ظهور فقط خداوند متعال خبر دارد و كسانی كه به این كار مبادرت كنند هلاك خواهند شد.

از آن جمله ابی بصیر گوید: از امام صادق درباره قائم سئوال كردم جواب داد: وقت گزاران دروغ گفته اند، ما خاندانی هستیم كه وقت گذار نیستیم.

 

دعا و نیایش

اللهم كن لوليك

عظم البلاء

اللهم عرفنى نفسك

صلوات بر امام زمان عليه السلام

الهم ارزقنا توفيق الطاعه

دعا تعقيب نماز صبح

دعاى صبح امام زمان

صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانى

الهم انا نشكو اليك



اخبار مهدویت
 

آمار وبلاگ

کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

 

 

ماه شب چهارده

 آخرین ستاره شب

آخرین منجی

علائم ظهورحضرت مهدی(عج)

غول رسانه ای

فقط خدا

جبهه فرهنگی ضد صهیونیزم

آغازی بر یک پایان

آیین اسلام

کانون شیفتگان  بوشهر

کوثر

گل نرجس

اخبار  آخرالزمان

از محضر استاد تا به خدا

الکتریکال استیودنت

ماه تابان من

مجمع فرهنگی علمدار

محبان

امام مهدی (عج)

انتظار سرخ

بارالها عطر گل

محبان مهدی (عج)

 مردی از سرزمین آفتاب

مسجد مقدس جمکران

بوی پیراهن یوسف

بوی خوش ظهور

بوی ظهور

مسیحیت یهودی

مناظرات ما و یک مسیحی

منتظر

بیا مهدی شب هجران

تا انتهای حضور

تا ظهور

منتظر مهدی (عج)

منتظران مهدی موعود

منتظرین

تویی که نمی شناختمت

جمکران نت

چشم انتظار

منجی

موعود سیاسی

مهدویت و علائم ظهور

چشم انتظاران مهدی (عج)

چند قدم تا وصال یار

حریم یاس

 مهدی فاطمه

مهدی فاطمه سلام

 نسیم ظهور

دانشجویان منتظر امام زمان

در انتظار ظهور آقام

در محضر لاهوتیان

نقد و بررسی مسیحیت

 ترویج فرهنگ  مهدویت

وصال نور

درد دل های منتظر

دریچه‌ای به سوی ملكوت

دلتنگ انتظار

هیام

یا ابا صالح المهدی ادرکنی

یا حجت ابن الحسن العسکری

دین در جهان امروز

راه یافته

روزنامه اینترنتی عصر ظهور

یا حق

یا مهدی ادرکنی

یاران امام مهدی (عج)

ریحانه النبی سلام الله علیها

سلام علی آل یاسین

سینما و صهیونیزم

یاس زهرا(س)

یاس نامه

یاور مهدی (عج)

شقایق های منتظرت

صفحات انتظار

صهیون پژوه

یک دنیا پدر

یوسف زهرا (1)

یوسف زهرا (2)

طاووس بهشت

عاشق مهدی (عج)

عاقبت آن سوار می آید

یوسف یاس

آخرالزمان و مهدویت

تبیان

عدالت خواه امروز عدالت گر فردا

عروج خدایی

عصر موعود
 پاسخگویی